فصل چهارم
فعاليتهاي پيشآهنگي
در اين فصل که شامل مباحثي در خصوص فعاليتهاي يك پيشآهنگ در اردو و كارهاي گروهي پيشآهنگان است، به معرفي گروهي از پيشآهنگان كه نام تيم خود را گروه پيشآهنگان جوياي صلح نهادهاند ميپردازيم.
به عقيده من هر جواني مايل است به هر نحوي كه شده براي كشور خود مفيد باشد. يك راه ساده وجود دارد كه اين امكان را براي هر جوان و نوجواني بوجود ميآورد و آن راه، عضويت در پيشآهنگي و تبديل شدن به يك پيشآهنگ مفيد است. يك پيشآهنگ يا يك جوينده و سيار سربازي است كه بيشتر از يك سرباز عادي بايد براي حفظ نظم و ايجاد صلح تلاش كند.
يك پيشآهنگ بايد شناخت خود را از معناي واقعي پيشآهنگي كامل كرده و همواره به دنبال مسير اصلي خود باشد و هرگز دچار انحراف يا سردرگمي نشود. فراموش نكنيد كه پيشآهنگي يك فعاليت غيرسياسي است. يك پيشآهنگ مصمم به خوبي ميداند كجا و چگونه بايد مخالفت و مبارزه كند. پيشآهنگان مردان و زناني هستند كه در جامعه بيرون از پيشآهنگي همگي داراي شغل و كار هستند. تفاوت اين افراد با ديگران، شجاعت، اعتماد به نفس و توانايي خاص آنها در تشخيص موقعيت است. اين تواناييها در پيشآهنگي كسب شده و بسيار باارزش هستند. دستههاي مختلف پيشآهنگي در شمال و جنوب آمريكا، آسيا، اروپا و آفريقا همگي دست به دست هم دادهاند تا با كمك هم، جهاني بهتر بسازند. در ايران عزيز ما نيز دسته رضوان در خراسان رضوي، دسته دالاهو در گيلان، دسته پارس در همدان، دسته يزدان در كرج و دستههاي مختلف در تهران همگي با هم هماهنگ و يكپارچه هستند. اين دستهها پيشآهنگان واقعي هستند كه به معناي واقعي كلمه، در جستجوي صلح و آرامش هستند. آنها زندگي در دنياي بيرون را تجربه كردهاند و به خوبي ميدانند تجربههايي كه در پيشآهنگي بهدست ميآيد چقدر در موفقيت نقش دارند. آنها در همه جا حق را تشخيص ميدهند و به خوبي از پس دنبال كردن جاي پاها در طبيعت و كمك به ضعفا برميآيند. آنها خود را خواهر و برادر ديگر انسانها ميدانند. يك پيشآهنگ به اين امر واقف است كه هنگاميكه در جايي ناآشنا چادر ميزند اول و پيش از هر كاري فاصله تا اولين دكتر، اورژانس يا بيمارستان را ارزيابي كند. حفظ سلامتي يكي از كارهاي بسيار واجب است. پيشآهنگان، قوي و شجاع بوده و آمادگي رويارويي با هر خطري را دارند، اما اين دليل رعايتنكردن نكات ايمني نخواهد بود. پيشآهنگان در همه حال آماده كمك به ديگران هستند اما هرگز كسي نبايد با وجود سستي و كاهلي توقع داشته باشد كه ديگران كارهاي او را نيز انجام دهند.
پيشآهنگان براي نيل به خواستهها و هدفهاي پيشآهنگي از همه چيزحتي از آسايش و راحتي خود، همينطور آرزوهاي شخصيشان دست ميكشند. كار يك پيشآهنگ براي او مهمترين هدف زندگياش است. يك پيشآهنگ اينگونه رفتار ميكند چراكه اين رفتار را وظيفه خود ميداند.
براي يك پيشآهنگ واقعي، اينگونه زندگيكردن و براي جامعه خود مفيد بودن تصوير يك زندگي ايدهآل است، اما تنها كسي اين زندگي را ميپذيرد كه خود را در لباس يك پيشآهنگ واقعي تصور كند. اولين درس پيشآهنگي، همانطور كه از نامش پيداست ايثار و از خود گذشتگي است. پيشآهنگ، جلوتر از همه حركت ميكند و راه را براي همه هموار ميسازد. پيشآهنگي راهي است كه وقتي در آن قدم ميگذاريد وارد مسيري شدهايد تا براي ديگران مفيد باشيد. پيشآهنگ، پزشك اجتماع خود است، اما اين پزشك به فكر درمان ناراحتيهاي جسمي هموطنان خود نيست، بلكه در فكر برطرفكردن معضلات و نارساييهاي اجتماع است. اين وظيفه خطير بهعهده پيشآهنگان است و تنها يك پيشآهنگ تعليم ديده، از عهده انجام آن برميآيد. يك چنين زندگي براي پيشآهنگ بسيار ايدهآل است، به شرط اينكه او خود را براي اتفاقات يا مشكلاتي كه ممكن است در آينده اتفاق بيافتد آماده كند. چنين نوع برخوردي باارزش است. من به شما خواهم آموخت كه چگونه در پيشآهنگي به اين مرحله برسيد و براي همه بهخصوص خانواده و جامعه خود مفيد باشيد. يادگيري آن بسيار هيجانانگيز است و جالبتر از آن زماني خواهد بود كه ببينيد چگونه نوجوانان تازه پيشآهنگ، به شما به عنوان مربي اعتماد ميكنند. شما اميد و بهترين الگوي آنها خواهيد بود و رفتارهاي شما براي آنان آموزنده خواهد بود، پس تمام سعي خود را براي بهتر انجام دادن وظيفه خود بكار ببريد.
تجربه هيجان و حادثه در تيم
بهترين مثال در اين مورد، داستان پسر پيشآهنگي است كه در زير براي شما تعريف ميكنم. آريا بابايي نام پسر جوان پيشآهنگي است كه در يك خانواده ايراني در خارج از كشور زندگي ميكرد. او والدينش را زماني كه هنوز كودك بود از دست داد و پس از آن به ايران آمد تا نزد عمهاش زندگي كند. او در ايران در ميان جمع دوستانش خيلي زود زبان فارسي و آداب و رسوم ايرانيان را فراگرفت. اندكي بعد در سنين نوجواني او با يك پيشآهنگ بزرگسال آشنا شد و بدينطريق جذب پيشآهنگي شد. سپس به طرز كاملاً اتفاقي متوجه شد كه پدرش پيشآهنگ بوده است. از آن پس به جمع پيشآهنگان پيوست وبا عدهاي از پيشآهنگان به اردو رفت. در اردو با پيشآهنگي در سطحي وسيعتر آشنا شدو تصميم به گذراندن دوره تعليمات پيشآهنگي گرفت. پس از چندي با من بهعنوان رييس سازمان پيشآهنگي آشنا شد و امروز من ميتوانم به صراحت از او به عنوان يكي از بهترين پيشآهنگان پسر نام ببرم. او نه تنها ميتواند در محل تولد خود، در خارج از ايران پيشآهنگ مفيدي باشد، بلكه به اين علت كه تعليمات پيشآهنگي را در سازمان پيشآهنگي گذرانده و با آداب و رسوم ايرانيان به حد كافي آشناست، در ايران نيز يكي از بهترين پيشآهنگان من است. حتي زمانيكه او لباسهاي پيشآهنگياش را از تن بيرون ميآورد و از قالب پيشآهنگي خارج ميشود نيز مي تواند در جامعه فرد مفيد و موفقي است. آشنا شدن با پيشآهنگي و وارد دسته پيشآهنگان شدن همواره براي او با هيجان توام بوده است. ساير دوستان او نيز در رسد پيشآهنگي به او به چشم يك پيشآهنگ نمونه نگاه ميكنند. اين مسئله در كارنامه پيشآهنگي او نكته مثبت و برجستهاي است.
يكي از تجربيات پورمهر در پيشآهنگي
پورمهر به عنوان يك پيشآهنگ، موفق به كسب مدالها و نشانهاي زيادي شده است. او در يكي از سفرهايش با قطار مردي را ديد كه زخمهاي عميقي در بازوها و سرش داشت. مرد مجروح بهديگر همكوپهايهايش توضيح داد كه در ايستگاه قبلي دچار حادثه تصادف باقطار شده است و اين زخمها ناشي از آن حادثه است. اما پورمهر مانند هر پيشآهنگ دقيق ديگري بادقت به وي نگاه ميكرد و دريافت كه زخمهاي او نميتوانند حاصل تصادف با قطار باشند. مرد دستمالي روي زخمهاي سرش بسته بود اما زخمهاي بازوهاي او به خوبي ديده شدند. پورمهر حرفهاي او را باور نكرد و به دنبال كشف حقيقت برآمد. در حاليكه پورمهر او را نگاه ميكرد ناگهان متوجه مدال پيشآهنگي او شد. آريا خود نيز همانند آن مدال را داشت. آريا در كمال ذكاوت مدال خود را طوري قرار داد كه ديده شود و سپس با مرد مجروح شروع به صحبت كرد. در خلال صحبتهايش از علامتهاي مخصوص پيشآهنگي استفاده كرد كه فقط يك پيشآهنگ معناي آنها را درك ميكند. بدينترتيب به وي فهماند كه او نيز يك پيشآهنگ است. مرد مجروح نيز به محض اينكه مدال پورمهررا ديد و علامتها و اشارات را در كلام وي درك كرد به همان نحو به او پاسخ داد و بدون اينكه ديگر همقطاران متوجه شوند آن دو رابطه ميان خود را مستحكم كردند.
مرد مجروح پورمهر را به كناري كشيد و شرح حال خود را با او در ميان گذاشت. حقيقت اين بود كه مرد توسط دشمنانش مورد حمله قرار گرفته بود وزخمها حاصل همين حادثه بودند. مرد مجروح به پورمهر گفت كه امنيت جاني ندارد و براي حفظ جان خود به قطار پناه آورده است و دشمنانش نيز ميدانند كه او احتمالاً در اين قطار است. اعتماد مرد مجروح به آريا به عنوان يك پيشآهنگ به حدي بود كه حتي به او گفت كه مأموريتي محرمانه و امنيتي در پيشرو دارد و براي همين مورد تهديد و تعرض قرار گرفته است. او بسيار هراسان بود و نميدانست چگونه بايد مأموريت خود را به درستي انجام دهد. آريا چاره كار را پيدا كرد. در هندوستان- كشوري كه او دوران كودكي خود را در آن سپري كرده بود- مكانهاي خاصي وجود داشت. نكته قابل توجه در مورد اين مكانها، مقدس بودن آنهاست. اين مكانها در نظر مردم بسيار محترم و مقدس هستند، تاحدي كه در داخل آن از دعوا و صدمهزدن به ديگران خودداري ميكنند. مردم پول و غذا به آنجا ميآوردند و نذر ميکردند. پورمهر كه مدتي در يكي از اين معابد بود و تيمارداري بيماران و مسافران خسته را آنجا آموخته بود، مخلوطي از آرد و خاكستر و ديگر گياهان دارويي كه هر پيشآهنگي با آنها آشناست، آماده كرد و روي زخمهاي مرد گذاشت. سپس از لباسهاي خود به او بخشيد و سرووضع او را اندكي مرتبتر كرد. بدينترتيب زخمهاي او از نظر پنهان شد و با لباسهاي جديد پورمهر شناختن او چندان آسان نبود. بعد از اين اقدامات که آنها به ايستگاه بعدي رسيدند و در سالن با افسر پليسي برخورد كردند، پورمهر مرد غريبه را به نزد پليس برد و آن دو با هم گفتوگو كردند. در آنجا بود كه آريا فهميد مرد غريبه يك مأمور مخفي پليس است. مأمور پليس او را در كمال احترام به پاسگاه پليس راهنمايي كرد تا آنجا در آرامش راجع به مسايل پيشآمده صحبت كنند. پس از اين ماجرا، پليس از آريا بهعنوان يك پيشآهنگ موفق قدرداني كرد و او از طرف پيشآهنگان هم دسته خود نيز مورد تجليل قرار گرفت. كمكي كه او به مأمور مخفي پليس كرد، باعث شد تا او نشان افتخار پيشآهنگي را كسب كند و علاوه بر اين، حادثه و ماجراجويي را نيز براي يكبار ديگر تجربه كند.
يادگيري در پيشآهنگي
پيشآهنگان پس از طي دورههاي پيشآهنگي و گذراندن كلاسهاي آموزشي ويژه صاحب تواناييهاي خاص خواهند شد و دقت و توجه خاصي بدست خواهند آورد كه آنها را از ديگران ممتاز ميسازد. به عنوان مثال آنان ميتوانند در طبيعت از خود ردپاهاي مخفي يا آَشكار به جا بگذارند و ديگر پيشآهنگان كه در پشتسر اين گروه حركت ميكنند نشانهها را كشف كنند. گاهي اوقات اين نشانهها آنچنان مخفي هستندكه فقط يك پيشآهنگ دوره ديده، قادر به كشف آنها است. آموختن اين مهارتها و تواناييها نيز، درست به اندازه استفاده از آنها به تمرين و ممارست احتياج دارد. در اين مورد براي شما مثال روشني از همان پيشآهنگ نمونه يعني آريا بابايي ميزنم.
در بدو ورود او به دسته پيشآهنگي، پدرام يكي ديگر از پيشآهنگان هم رسد او، تختهاي را به او نشان داد كه روي آن تعداد زيادي سنگهاي زيبا، چسبانده شده بود. پدرام تخته را چند دقيقه جلوي چشمان آريا نگاه داشت و سپس پارچهاي را روي سنگها انداخت و از آريا راجه به تعداد سنگهايي كه ديده بود چند تا بوده است و اينکه ترتيب چيدن آنها چگونه بوده است؟ سؤال کرد آريا در ابتدا اصلاً چيزي به خاطر نداشت و شماره دقيقي از تعداد سنگها در ذهن نداشت، يا به خاطر نميآورد كدام سنگ در كدام سمت قرار داشته است. اما پس از چندين بار تمرين، در موقعيتي قرار گرفت كه به راحتي قادر به اين كار بود و حتي مشخصات سنگها را نيز به خاطر آورد. روشهاي بسيار زياد ديگري نيز براي اين يادگيري وجود دارد. اين تمرين دقتنظر و توجه يك پيشآهنگ را بالا ميبرد و او را وادار ميكند كه در هر كاري تمامي دقت و توجه خود را بكار ببرد. شايد اين تمرين، بسيار ساده يا حتي بچگانه به نظر برسد اما نتايج آن در كارهاي بعدي يك پيشآهنگ، ديده ميشود. اين درس ساده، زيربناي درسهاي بزرگتر و در نهايت موفقيت پيشآهنگ خواهد بود. در پيشآهنگي، نشانهها و رمز و رازهايي وجود دارد كه فقط پيشآهنگان از آنها مطلع هستند و تنها براي آنان مفهوم دارد. از جمله اين نشانهها، ميتوان به انواع مدالهاي پيشآهنگي، سلام پيشآهنگي يا دستدادن پيشآهنگي اشاره كرد. گذشته از اينها، عبارات و جملههاي خاصي نيز هستند كه تنها براي پيشآهنگان مفهوم دارند. پيشآهنگان با استفاده از اين عبارات، جملات، نشانهها و علامتها، زبان خاصي بين خود ايجاد كردهاند كه ميتوانند در مواقع لزوم از آن استفاده كنند و بدون اينكه ديگران متوجه شوند با هم صحبت كنند.
پيش آهنگ خوب و موفقي باشيد
پورمهر محسن زنجاني
سازمان پیش آهنگی ایران
|