پيشآهنگي چيست و پيشآهنگ كيست؟
پيشآهنگي نهادي است مردمي برخاسته از بطن جامعه و براي خدمت به جامعه
پيشآهنگي رسم زندگي است آموزش تجربه ها و پيروزيهاست و سراپا شور و شوق ا ست
پيشآهنگي نهضتي است براي آموزش و با هدف شادزيستن. آنچه در زندگي لازم است پيش آهنگي از هيچ، همه مي آفريند و عشق مي پرورد. پيش آهنگ ، امدادگر، ارشادگر، احساسگر و ابداع گر است. پيش آهنگ هميشه و در همه جا يار و ياور بني نوع است. چگونگي بهره برداري از امكانات اندك، حل مشكلات، تلاش براي رفع آنها و در كنار آنها شاد بودن و شادان زندگي كردن را مي آموزد و ميآموزاند. پيشآهنگي براي جوانان بالاي 17 سال بسيار جذاب و قابل توجه است چرا كه روشي است براي دوست يابي ، فرصتي است براي سرگرميهاي سودمند و هدف دار. آنها با گروه و در كنار اعضاء حس مسئوليت واستقلال را تجربه ميكنند. آنها در اين راه طبيعت را با تمام زيباييها و جذابيتهايش لمس مي كنند و عشق به حيوانات و حفظ محيط زيست را آموزش مي بينند.
پيشآهنگي يعني پيشرو بودن، پيشگام بودن. پيشآهنگي كلاس درس نيست، تكرارها و خمودگيها نيست، پيشآهنگي يك مكتب است كه طراوت ميزايد و نيكي مي آموزد. در پيش آهنگي فرد ميآموزد كه چگونه در جامعة اطراف خود با روحي بلند زندگي و خدمت كند. چگونه از توان و نيروي خداداديش بهرهمند گردد؟ چگونه بياموزد و چگونه به ديگران تعليم دهد؟ ميآموزد وقتشناس و درستكار ، امين و شجاع، راستگو و خوشرو ، مطيع و مؤدب، شريف و امانتدار باشد. ميآموزد پاسدار خوبيها و زاينده نيكيها باشد. آنچه پيش آهنگ ميآموزد در كلاس درس و به اجبار نيست ، دل طبيعت كلاس اوست، از طبيعت مي آموزد و بهره ها مي گيرد. پيشآهنگي تخصص در يك علم و يك زمينه نيست. بلكه پيش آهنگ ، قصد و عزم انجام هركاري را دارد. او يك پزشك ، مربي، معلم، ورزشكار، مبتكر و خلاق است. در مواقع خطربه موقع عكس العمل نشان ميدهد، هنگام جراحت مي داند به شخص چه خدمتي بايد بكند تا خطر را از وي دور سازد .او بي ادعا است و علم و ثروتش را وسيله فخر فروشي قرار نميدهد. در زمان استراحتش آنچه را مي داند به ديگران ميآموزد و از دانسته هاي ديگران بار ميگيرد. آنگاه كه خود و ديگران را از شلوغي و آشفتگي زندگي روزمره به دامان طبيعت مهمان ميكند، فرياد شادي سرميدهد. فرياد شادي پيش آهنگ فريادي بر سر همه دغدغههاي روحي، بازيافتن انرژي و توان دوباره براي خدمت ميباشد. وقتي در اردو به سر ميبرد، صبح با نواي خوش نسيم و زمزمه جويباران از خواب برمي خيزد و پرچم ملي كشورش را كه به اهتزاز درآمده است، ميبيند. به ميهن خود مباهات مي كند، به احترام ميايستد ، سلام مي دهد و به شرف خود كه بالاترين ارزشهاي وجودي اوست سوگند ياد مي كند، كه به اندازه تواناييش وظيفه خود را نسبت به خدا، ملت و ميهن انجام دهد. سوگندياد ميكند كه همواره به مردم خدمت و ياري رساند.
تن خود را توانا، خرد خود را بيدار و روان خود را پاك نگه دارد. همين امر به او انرژي ميبخشد. از طلوع خورشيد تا غروب در پي انجام كار نيك و شادي آفريني، يادگيري و توانمند ساختن خويش و خلاصه در پي مفيد بودن است. لباس پيشآهنگ را كه نماد نيكي و خوبي است برتن مي كند، گره دستمال گردن را كه سمبل خدمت است مي بندد، تا هرگز خستگي بر جسم و روحش غلبه نكند. مصمم و با اراده براي مقابله با مشكلات پيشميرود و با شمشير بران اعتماد به نفس خويش، همه موانع را از سر راه برمي دارد. او به خداي آسمانها چشم دوخته و عشق به وطن را در آمال خويش مي پرورد. او همواره آماده خدمت است و شعار آماده باش را سرلوحه زندگي خويش قرار داده است. پس پيش آهنگي يعني شعر، شعور و شعف. پيش آهنگي يعني زندگي با عشق، طبيعت و زيباترين زيباييها ، پيشآهنگي يعني؛ نردبان صعود به خواسته ها، آمال و آرزوها، بايد به اوج رسيد ، به هدف و كمال اما پله پله، در پيشآهنگي پله اول دانستن تمامي منش ها و شعارها، روشها و فرياد شاديها است. دانستن سوگند پرچم ، احترام به آن و افراشتنش كه تمامي اين آموخته ها پيش آهنگ را پله اي بالاتر مي برد. قدم مي گذارد در راه آموختني كامل تر و شيرين تر، پله اي كه در آن كمك به هم نوع ، جهت يابي و يافتن راه درست را ميآموزد كه چگونه بخواند نقشه راهها را و او مي بايست آگاه باشد به تمامي اين دانشها تا باز پلهاي ديگر بالا رود و لحظه به لحظه به نقطه اوج خود نزديك و نزديكتر شود. او در اين مرحله است كه ميآموزد چگونه مكاني را براي زندگي در طبيعت برگزيند، در اين هنگام هم هوا شناس است و هم پزشك، هم معلم و هم منجم، هم آشپز است و هم كشاورز و آنچه را كه نميداند ميآموزد چادرش را كه سرپناه اوست برپا مي كند. آب و هيزم فراهم مي كند و مكان خوابش را خود مي سازد. او خود را آماده ايستادن در برابر بدترين شرايط ميكند، سرما و گرما، برف و باران همه و همه را تحمل مي نمايد تا فردي پايمرد شود، در برابر تمامي سختيها، نيازش را برطرف ميسازد و رفع حاجت مي كند. غذا مي پزد، آشپزخانه ميسازد و تمام وسايل مورد نيازش را فراهم مي نمايد. دراين دوره پيشآهنگ بر دانايياش ميافزايد و ديگر كمكهاي اوليه را خوب مي داند. انواع مسموميتها، گزيدگي حشرات، آفتاب و گرما زدگي، شكستگي استخوان، برق گرفتگي، خفگي، همه وهمه را ميداند و با دانش خود مرهمي مي شود برتمام اين دردها و علاوه برآن درماني مي شود به تمام آلام روحي و شاد مي كند و مي خنداند چرا كه هنري والاتر از شاد كردن نمي شناسد.